دل نوشته های دوعاشق
دلم می خواتت بیشتر از هر و قت دیگه ای
اما نمی فهمی، حواست نیست...این حقه تو هست.گله ای
ندارم.ادمهایی که دوسشون داریم همه حقی به گردن ما دارن.حتی
اینکه دیگه دوسمون نداشته باشن...
دیروز مثل دیوونه ها روز رو شب کردم و با تمام بی رمقی شب رو
روز...
میخواستمت،نمی دونی چقدر...عادت کردم به خواستن اما
نداشتن،داشتن اما مالک نبودن و....
سخته،می دونی...نه،معلومه که نمی دونی.
تو تمام این روزهای سخت و غمزده فقط اشکام بودن که هیچوقت
تنهام نزاشتن.می دونی به اشکام اعتماد دارم بیشتر از چشمام...!
تنهام،خیلی زیاد...صبح که از خواب پا میشم این ماسک لعنتی رو
میزنم به صورتم تا حداقل از شر سوال چیه و چی شده بقیه راحت
باشم.
متنفرم از تنفس تو این هوای مسمومی که حتی نمی تونم خودم
باشم... 
| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |
درباره سايت
منوی سايت
نويسنده سايت
آرشيو سايت
پيوندهای سايت
طراح قالب
امكانات سايت
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید